تبليغاتX
******خدمت به معلولین خدمت به نبی اکرم(ص) است. امام خمینی ****** مرکز آموزش استثنایی نصرت نوشهر - مقاله

چکیده :

پرخاشگری اعمالی است که به قصدصدمه و ضربه وارد کردن و برای رهایی یک گونه کشمکش درونی که براثرموقعیتهای خاصی بوجود آمده است ، می باشد

نظریات پرخاشگری را می توان به سه گروه تقسیم کرد :

1- گروهی که معتقد به غریزی بودن پرخاشگری هستند .

2- گروهی که ریشه ی پرخاشگری می دانند .

3-گروهی که پرخاشگری را به عنوان یک رفتار اجتماعی اکتسابی می دانند .

 

عوامل تعیین کننده در پرخاشگری عبارتند از :

الف : ویژگیهای کودک یا عوامل زیستی روانی

ب:   محیط زندگی و رشد عاطفی

ج :  محیط اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

در مدارس ما همواره با  این سوال مواجه  هستیم  که چرا  (الف )  با   همکلاسی هایش برخوردی خشن دارد ؟ - چرا اکثر مواقع با دیگران گلاویز می شود ؟  .....  و سوالاتی از این دست .

آن چه  در ذیل به بحث  و  برسی آن  خواهیم   پرداخت ،  پرخاشگری  به  عنوان  یک  اختلال کرداری  در انسان  خاصه  در کودکان و نوجوانان است .  باشد  که از رهگذر این  بحث به برخی از سوالات در این زمینه پاسخ گفته با شیم .

 

تعریف پرخا شگری :

برای پرخاشگری تعاریف گوناگونی ذکر کرده اند . عده ای آن را ( انگیزه ای که در اثرشرایط محیطی تحریک و از طریق مختلف موجب آزار دیگران می شود . ) دانسته اند  . وعده ای  دیگر   پرخاشگری  را  به  رفتاری  که  قصد  آن  صدمه رساندن  (جسمانی یا زبانی ) به  فرد  دیگر  یا نابود کردن  دارا یی افراد است ، اطلاق کرده اند و بر روی واژه ی (قصد )تاکید می کنند .

و از طرفی  در تعریف  دیگری نیز که  ا ز پرخاشگری  شده  آن  را ( تجلی افکار خاص احساسات تند و اعمالی که به علت عدم ارضای آرزو و یا نیازی ظاهر می گردد و هدف از آن رفع مانع و رها یی از آن است . ) ذکر کرده اند .

در تعریفی دیگر :  ( پرخاشگری یکی از  رایج ترین  واکنش های  فرد  نسبت  به  ناراحتی ها  و ناکامی ها می باشد که به منظور صدمه رساندن به دیگران ، کسب پاداش ، ارضای نیاز ها و یا رفع موانع انجام می پذیرد ) دانسته اند .

در جمع بندی از تعاریف گوناگون می توان پرخاشگری را اینگونه تعریف کرد :

پرخاشگری  اعمالی است  که  به  قصد  صدمه  و ضربه   وارد کردن   و  برای رهایی  یک گونه کشمکش  درونی که  بر اثر موقعیت های  خاص به وجود آمده است ، می باشد  .

به نظر می آید از آن جایی که فرد پرخاشگر  نتوانسته  خود  را  با  موقعیت های خاص تطابق و سازگاری دهد این تضاد های درونی و کشمکش ها  در او  پدیدار می گردد. و او برای رهایی از این کشمکش ها  است  که  دست  به این  عمل فوق  می زند . فرد پرخاشگر می اندیشد که  با  انجام  یکسری واکنش ها می تواند  بر محیط  تسلط یابد و آرامش درونی خویش را باز یابد .

فرد  پرخاشگر  تا  زمانی  که  مشکل  خود  را حل  نکرده  همواره   در یک  فشار  روحی و روانی بوده و حتی گاهی از اینکه مجبور شده است که خشونت به خرج دهد در رنج می باشد  . فرد از  حال رفتار خود  احساس  نگرانی می کند   و گفته می شود  که در این مدت حتی در وضع جسمانی اونیز تغییراتی به وجود آید . از جمله : ازدیاد فشار خون ، افزایش ضربان قلب و ....

« بوشارلا» در کتاب ( کودکان دژمنش ) حال  و وضع  این  افراد  را  اینگونه بیان میکند :   «کودک دژمنش کسی است که باعث رنج  دیگران می شود  و دررفتارش خشونت به چشم می خورد.

او  نسبت   به همگنانش دارای  گونه ای کج  رفتاری  است  اما  خودش  بیش  از دیگران  از این  امر در رنج است .»

« بارزترین  نشانه ی  این  کودکان  رفتار تهاجمی آنان است و در خانه  از سوی  دیگران  با صفاتی مانند : خشمگین ، زیر دست آزار ، نافرمان  ، دروغگو  و حتی دزد موصوف می شوند»

حالت  سر در گریبان  شدن و پناه بردن به  تفکر و خیال پردازی  نیز از تجلیات  دیگر همین حالات پرخاشگری است . این افراد که به نظر می آید مغرور و متکبر باشند ، اعمال پرخاشگری خود را به شکل های مختلفی ابراز می دارند . استفاده از کلمات خشن ، تحت عنوان سرزنش کردن ، مسخره و استهزاء کردن ، اشکالی از پرخاشگری می باشند که به صورت فوق ظهور و بروز می یابند .

این افراد در مورد اشیاء روش تخریب را برمی گزینند و  از این طریق  سعی  در سرپوش نهادن احساسات درونی خود می کنند .  معمولاً افرادی  مظنون بوده  و غالباً  علت عدم ارتباط سالم  خود را با  دیگران   نمی دانند  و  تمایل  فراوانی  به برقراری یک ارتباط سالم دارند .

برخی از صاحب نظران بین پرخاشگری خصمانه و وسیله ای فرق هایی قائلند  و معتقدند  که  پرخاشگری  خصمانه  تنها به  قصد  صدمه  زدن  انجام  می شود و پرخاشگری وسیله ای برای به دست آوردن پاداش و رسیدن به یک  هدف خاص صورت  می پذیرد  . البته  تمایز قاطعی نمی توان بین این دو گونه  قائل شد  و به همین خاطر نظریاتی که ارائه می شود باید تبیین کننده ی هر دو گونه باشد .

 

نظریه های پرخاشگری :

دانشمندان مختلفی در مورد علت پرخاشگری  اظهار نظر کرده اند  و بعضاً  برای درمان آن نیز راه حل ارائه داده اند . به طور کلی  نظریات این  دانشمندان  را  در سه گروه می توان جمع کرد .

1- گروهی که معتقد به غریزی بودن پرخاشگری هستند .

2- گروهی که ریشه ی پرخاشگری را زیستی می دانند .

3- گروهی که پرخاشگری را به عنوان یک رفتار اجتماعی اکتسابی می دانند.

   1- غریزی بودن پرخاشگری :

گروهی از دانشمندان بر این عقیده اند که پرخاشگری منشاء غریزی دارد وکودک از بدو تولد آن را با خود به همراه می آورد . جنگ و ستیز که تاریخ بشریت گواه بر آن است و خشونت هایی  که  هر  روزه صورت می پذیرد  را  دلیل بر مدعای خویش می پندارند . این گروه معتقدند که این حالات  از  درون انسان  سرچشمه می گیرد ، بنابراین عملاً امکان پیشگیری برایش وجود ندارد و کنترل بر اینگونه رفتار بسیار کم است .

سرگروه نظریه پردازان این گروه را زیگموند فروید (1938- 1858 ) می دانند . وی تا قبل از جنگ جهانی دوم معتقد بود که انسان دارای غریزه ای به نام زندگی است که تحت انرژی پویایی به نام لیبید و حفظ می شود  . ولی در آغاز جنگ  بر این باور رسید که در انسان دو غریزه وجود دارد  . غریزه ی حیات  یا زندگی  و غریزه ی مرگ1 و بر این اساس پرخاشگری را نماینده ی غریزه ی مرگ  دانست که از درون جاندار نشئت می گیرد  . این نیرو  ( غریزه ی مرگ )  گاهی  به حدی می رسد که باید تخلیه گردد و این تخلیه خواه رو به درون به صورت اعمال خود تخریبی و خواه رو به بیرون به صورت پرخاشگری آشکارا بروز می کند .  او بر این عقیده بود که در درمان و از بین بردن پرخاشگری تنها می توان شدت  آن را تغییر داد، آن هم با ایجاد علائق عاطفی مثبت مردم و ایجاد راه هایی برای  تخلیه، مانند مسابقات مشت زنی و نظایر آن .

لورنز هم با فروید هم عقیده بود . او نیز پرخاشگری را از غریزه ی ذاتی جنگیدن می دانست و می گفت که این انرژی خود به خود در انسان تولید می شود . وقتی انرژی به صورت اعمال پرخاشگری ظهور پیدا می کند که این انرژی جمع شده و با بالا رفتن میزان آن و انبار شدن ، مفری برای خود می طلبد .

طرفداران جدید فروید از پرخاشگری به عنوان یک سائق آشکار شده یاد می کنند بر طبق این نظریه ( موقعیت)  باعث پرخاشگری  می شود.  به طوری که  فرد در موقعیت های  خاصی  با  مشکل مواجه  شده   که  برای رهایی  از آن  دست  به پرخاشگری می زند . مثل محرومیت  و  یا موقعیت هایی  که منجر به  زیر سوال رفتن شخصیت و اعتبار فرد می شود . در این  نظریه  فرضیه ی  ناکامی  مطرح                                                                                                               

1- thanatos                                 

می شود . در تعریف ناکامی آورده اند: «بی نتیجه شدن تلاش   در  راه  حصول هدف یا مواجه شدن آن با مانع ناکامی خوانده می شود که این پدیده  نه فقط  بر حسب شرایط محیطی خارجی ، بلکه به موجب  وضعیت  فردی  نیز  تعریف  می شود . شخصی ممکن است با یک مانع خیالی ناکام شود و در مقابل مانع  واقعی دچار مشکل نشود »  

کسانی که پرخاشگری را بر اساس فرضیه ی ناکامی می دانند معتقدند که  ناکام ماندن تلاش ها و کوشش هایی که فرد جهت تسلط بر موقعیتی و  یا رسیدن   به هدفی به کار می برد موجب پدیدار شدن پرخاشگری می گردد .

فرد پرخاشگر از این دیدگاه وقتی با مانع برخورد می کند ممکن است    به  اعمال غیر عقلانی بزند . حتی ممکن است پرخاشگری به رفتار ویرانگر نظیر خصومت و خشونت منجر شود .

مثلاٌ فردی که  در  برقرار  کردن  ارتباط  از  طریق  تلفن  همگانی  به  طور  مکرر باناکامی مواجه شده ممکن است اقدام به پاره کردن سیم تلفن ، شکستن گوشی و ..... نماید .

این گونه واکنش ها لزوماً متقابل نخواهد بود  خصوصا ًدر روابط  انسانی  ممکن است ، شکل آن فرق کند ، به گونه ای که مثلاً اگر دانش آموزی  در مدرسه مورد پرخاش معلم قرار گیرد . در خانه خواهر کوچکتر خود را به باد کتک بگیرد .

به هر حال ناکامی موردی است که همواره ممکن است انسان با آن مواجه شود . ولی آنچه مهم است اینکه بعضی از دانشمندان از جمله (آدلر ) ادعا کرده اند  که  « ناکامی در دوران کودکی در بیشتر افراد اراده ای برای کسب قدرت ایجاد می کند».

انگیزه ها در رفتار های انسان اثرات زیادی دارند و غالباً آدمی را بدان سو هدایت می کنند ، به همین  خاطر  ( روانشناسان  پرخاشگری  افرادی  چون  هیتلر را  به ناکامی های دوران کودکی او نسبت می دهند) .

2- علل زیستی پرخاشگری :

آزمایش نشان می دهد که تحریک در ناحیه ی  خاصی از هیپوتالاموس  می تواند رفتار پرخاشگرانه را به وجود آورد . از  نظر برخی ، اشکال  در عملکرد  سیستم مرکزی اعصاب وجود ضایعات مغزی ،  اختلال در  ترشح غدد  می تواند  موجب بروز پرخاشگری گردد .

آنچه مسلم است اینکه تجربه نشان داده که افرادی که بیمار و رنجور هستند و از سلامت برخوردار نمی باشند سریعاً تحریک می شوند .

بنابراین بیماری های جسمانی دانش آموزان در موقع برخورد  با آنان باید مورد توجه  قرار گیرد  .زیر ا برخی  از  پرخاشگری های  آنان  ممکن  است  ناشی  از مشکلات جسمی آنان باشد . که باید  بدان  عنایت  داشت . هر چند  دلیل  قاطع  و روشنی مبنی بر زیستی بودن پرخاشگری وجود ندارد .

3- پرخاشگری به عنوان یک رفتار اکتسابی :

در این نظریه ، دیگر پرخاشگری  را ناشی  از غریزه نمی دانند  بلکه  معتقدند  که پرخاشگری هم مانند همه ی پاسخ هایی که انسان در مواجه با مسائل درونی ویا بیرونی می دهد می باشد . پاسخ هایی که انسان آنان را از طریق مشاهده  و تقلید از محیط اطراف می آموزد .

بر این  اساس  هر فردی در مواجه  با  موارد  و اتفاقاتی  که  موجب  برانگیختگی هیجانی  او می شود و او  را  در  یک  موقعیت  نامطلوب  قرار می دهد  دست  به پاسخی می زند که قبلاً آموخته است .

 

او ممکن است از دیگران کمک بخواهد و یا گوشه گیری اختیار کند و یا پرخاش نماید و یا برای فرار از موقعیت های فوق به داورهای تخدیر کننده روی آورد .

آنچه مهم است این که او همان پاسخی را خواهد گزید که  قبلاً  آموخته  و  ظاهراً قبلاً آن را در برابر موقعیت های مشابه بکار گرفته  و  موفق شده  است .  در این مورد آزمایش های زیادی انجام شده است .

(کودکان کودکستانی ، بزرگسالی را نظاره کردند که صورت های  گوناگون رفتار پرخاشگرانه را نسبت به یک عروسک بادی جلوه گر می ساخت  هم پسرها  و هم دختر ها پس از  دیدن  رفتار  بزرگسال  ، نسبت  به  عروسک  بادی  پرخاشگرانه رفتار کردند و بسیاری از اعمال پرخاشگرانه ای  را که  بزرگسال  نمایان  ساخته بود به همان تفصیل اجرا کردند  از جمله  بلند کردن  و پرتاب  کردن  عروسک  و زدن آن با چکش و لگد .)  

آزمایش های  مختلف  نشان  داده است  که  پسرها بیشتر  از  دخترها  به  اعمال پرخاشگرانه دست می زنند و دلیل آن شاید این باشد  که  در فرهنگهای  امروزی پسران  بیشتر  به   اعمال  قدرت  و  یا  پرخاشگری  تشویق  می شوند   . الگوی پرخاشگری می تواند به صورت گوناگونی باشد ، مانند کلامی ویا بدنی و کاربرد هر کدام بستگی به هنجارها  و  فرهنگ خانواده  و جامعه ای دار د که فرد در آن زندگی می کند .

عوامل تعیین کننده در پرخاشگری :

دراین باره صاحب نظران ، هر کدام بر اساس نظریات فوق عواملی را که موجب و یا تحریک پرخاشگری می شود را  برشمرده اند  ولی  به  طور کلی  می توان موارد زیر را مهم دانست :   

الف : ویژگیهای کودک یا عوامل زیستی روانی :

عده ای از این افراد معتقدند که پرخاشگری از درون برخاسته می شود و همواره با او می باشد  و در  واقع  وراثتی است  ، ولی  عموماً  عواملی مانند  نقص عضو ،سموم بدن ، کسالت عصبی ، خستگی ، بیماری  و  درد  را  جزء  عوامل  زیستی پرخاشگری  ذکر کرده اند  . در مورد علت های  روانی  که  می تواند  موجبات پرخاشگری را فراهم آورد، عدم احساس امنیت ، برتری طلبی ، احساس گناه و دیگر موارد را ذکر کرد .

ب : محیط زندگی و رشد عاطفی :

بر کسی پوشیده نیست که خانواده در رشد عاطفی و روانی کودک تاثیر بسیار زیادی دارد .

 

جلوگیری از فعالیت هاو ایجاد مانع برای کودک در خانواده ، ایراد گرفتن دائم  از کارهایشان ، نصیحت های بی مورد و مداوم و سرزنش های  مکرر  در  خانواده می تواند برای کودک و یا نوجوان آزار دهنده با شد و موجبات بروز پرخاشگری را فراهم آورد . 

در موارد عاطفی آن ، احساس طرد شدن  از طرف  خانواده  ، تنبیهات  شدید  می تواند موجبات محرومیت فرزند را از یک برخورد صحیح عاطفی بوجود آورده  و او را در مواجهه با حل مشکلات با ناکامی روبرو کند .

ج: محیط اجتماعی :

محیط اجتماعی هم در تخریب ساختار شخصیت  و هم  در پی ریزی و یا  درمان آن می تواند نقش آفرین باشد و به همین خاطر است که قسمت اعظم درمان ها از طریق بوجود آوردن محیطی سالم برای افراد بیمار اعمال می گردد.

عوامل محیطی که می توانند  باعث ایجاد  پرخاشگری گردند  بسیارند   و به طور کلی می توان گفت که ایجاد  ناکامی  برای  رسیدن  به  هدف  ، منع های شدید از طرف محیط ، مورد اهانت قرار گرفتن از طرف اجتماع و از دادن اعتماد  به نفس ، خشن بودن محیط و موقعیت زندگی ، می توتند تاثیر بسزایی داشته باشند.

 

پیشگیری و درمان :

برای پیشگیری و درمان آن نقطه نظرات متفاوتی وجود دارد :

کارن هورنای روانشناس  معروف معتقد  است  که سرکوب  همه ی  احساسات پرخاشگرانه و خصمانه ، از نقطه نظر سلامت روان بسیار بد و  خطرناک  است . و در صورت  سرکوب  هیجانات  می توانند  به  صورت  واکنش های  عصبی و اضطراب بروز نماید .

ولی آنچه مسلم است این امر که این گونه افراد  نباید  به  همین حال  باقی  بمانند زیرا استمرار اعمال پرخاشگری  ، هم برای فرد و هم  برای  جامعه  مضر  خواهد بود . کسانی که معتقد به غریزی بودن  پرخاشگری  می باشند  غالباً  معتقدند  که باید برای تعدیل احساسات درونی از راه های مختلف باید مفری  برای آن بوجود آورد از آن جمله، اجرای برنامه ی مسابقات ورزشی ، ایجاد انگیزه های هنری  و جهت دادن احساسات بدان مانند تئاتر ، نقاشی ،و بازی های نظامی در بزرگسالی ایجاد مشاغلی که بتواند هیجانات بیش از حد درونی خود را کنترل کند  ، لازم به نظر می آید .

آنچه در درمان و یا اصلاح رفتار کودک پرخاشگر حائز اهمیت است شناخت سه عامل اساسی زیر است :

1- کودک و چگونگی رنج او .    

2- محیط خانوادگی و کیفیت حمایت آن .

3- محیط آموزشی و میزان رعایت آزادی .

تا زمانی که میزان آسیب پذیری کودک و اختلال کرداری آن مشخص  نشده نمیتوان راه های اصلاحی صحیحی را برگزید .

 

 

نکات کلیدی در جهت مقابله با پرخاشگری :

1- پرخاشگری کودک از همان سالهای اول زندگی کنترل شود تا در سالهای بعدی به صورت عادت در نیاید .

2- رفتار پرخاشگرانه ی کودک در نیل به اهدافش تشویق نشود .

3- در قبال عصبانیت ها و ناراحتی های کودک متقابلاً پرخاش نشود .

4- مسئولیت ها و تکالیف سنگین به کودک واگذار نشود .

5- با کودک به هنگام عصبانیت جرو بحث نشود .

6- از تنبیه بدنی کودک خود داری شود .

7- در حضور دیگران کودک را مورد تمسخر قرار ندهید .

8- نقایص کودک خصوصاً در جمع بیان نشود .

9- از مشاهده ی صحنه های خشونت آمیز منع شود .

10- صمیمیت در اعضای خانواده برقرار شود .

11- والدین در تربیت کودک تضاد نداشته باشند.

12- در مواقعی که خانواده قادر به رفع مشکلات نباشد از افراد متخصص کمک بگیرند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

1- ضوابطی، مهدی- مبانی مشکل شناسی کودکی و نوجوانی نشر فردا

2- اتکینسون ، ریتال و .... زمینه روانشناسی- جلد اول

3- شفیع آبادی ، عبدالله رشد معلم 70-69

4- بورشارلا، ژاک کودکان دژمنش ترجمه محمد رضا شجاع انتشارات آستان قدس رضوی

5- نوابی نژاد ، شکوه رفتارهای بهنجار و نابهنجار

6- اصول روانشناسی ترجمه ساعتچی انتشارات امیر کبیر

7- هرسی ،پال و پلانچارد،کنت مدیریت رفتار سازمانی ترجمه علی علاقمند انتشارات امیر کبیر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست                                                                                                صفحه  

1- چکیده                                                                                       1

2- مقدمه                                                                                        2

3- تعریف پرخاشگری                                                                   4-2

4- نظریه های پرخاشگری                                                              8-4

5- عوامل تعیین کننده در پرخاشگری                                               9-8

6- پیشگیری و درمان                                                                 11-10

7- منابع                                                                                         12

  

 

شماره پرسنلی  : 42820355

 

مقطع تحصیلی  :  ابتدایی

 

سمت  : آموزگار

 

مدرک  :  کارشنا سی

 

رشته تحصیلی : روانشناسی بالینی

 

شهرستان :  نوشهر

 

نام مدرسه :  نصرت

 

تلفن : 3220700

 

اردیبهشت 1386

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:30  توسط نصرت  | 

 



http://mihanblog.com/





nosratnowshahr.blogfa.com